تبليغاتX
مسافر شهرهای بی نشان - سلامی به گرمی بخاری در یک شب پاییزی

Fast & Free Image Sharing

مدت ها بود که رمز وبم را دیگران در دست داشتند و من نمی توانستم به اختیار خود مطلبی بنویسم . نویسنده خانه به دوشی بودم که کلید کلبه ام دست دوستان و رفیقان بو د تا این که تصمیم بر ان شد که خود خانه هر چند موقتی بسازم که کسا نی که از راه دور کنترلم می کردند کلید خانه ام را پس دادند و گفتند آفاجان ناراحت نشو بیا به خانه ات بنشین و ار اجاره نشینی دست بردار من هم به دیده منت پذذیرفتم اما آپارتمان را نگه داشتم که اگر خواستید سر بزنید من همیشه هستم . شما می توانید به وب من به نام هیولای نویسندگی بیایید و مطلبی هر چند ناچیز با هم بخوانیم و گپی یزنیم . خوردن یک چایی دشلمه وقت زیادی از شما را نمی گیرد

 به امید دیدار به زودی

نوشته شده توسط مسلم ناصری در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 10:25 | لینک ثابت |
 
business article
موزيك وبلاگ