گفتوگو با مسلم ناصری نویسنده کودکان و نوجوانان
از کودکی هنگامی که با دوستانش سرگرم بازیهای کودکانه بود به نوشتن متنهای نمایشی و اجرای آنها دلخوش بود. این علاقه باعث شد بعدها نویسندگی را به صورت جدی پیگیری کند. اعتقادهای مذهبی و قلبی که در وی وجود داشت باعث شد تا نوشتههایش رنگ و بوی مذهبی به خود بگیرد.
او به موفقیتهای خود قانع نبود و پیوسته در تلاش بود تا آثار جدیدش کاملتر باشند و افق کار حرفهای خود را بسیار بالا میدید. شاید رمز موفقیت وی همین بوده است.
اکنون پس از سالها نویسندگی آثاری نوین از او به عنوان آثار برتر ادبیات کودکان و نوجوانان انتخاب شده است. کتابهایی مانند: مسافر شهرهای بینشان، سردار تنها، آخرین بازمانده، مسافر غریب. خودتان را معرفی کنید؟
مسلم ناصری هستم متولد سال 1351 در شهرستان کاشمر.
کمی از خودتان بگویید.
کودکی من در روستای کوهستانی زیبایی گذشت و نوجوانی و جوانی در شهر قم که هر دو قشنگ بوده و هستند. کلاس سوم ابتدایی بود که خاطرات روزانهام را مینوشتم و حالا جور دیگری مینویسم.
چهطور شد به نویسندگی علاقهمند شدید؟
انسان در هنگام سختی؛ نیاز به درددل دارد. من در کودکی یک پسر خجالتی بودم. برای همین به نوشتن پناه میبردم. گاهی اوقات هم تنهایی به کوهستان میرفتم و آنجا شروع به نوشتن میکردم. در آنجا هم قصهها و افسانههایی که شنیده بودم در ذهنم تجسم میکردم.
چه قصههایی در کودکی شنیدهاید.
اولین قصهها و افسانههایی که شنیدم از زبان مادربزرگم بود. افسانه ماه پیشانی، گاو زرد و ...
اولین کتاب قصهای که خواندید؟
اولین کتابهای قصهای که خواندم از رضا رهگذر بود مانند «اصیل آباد» و ...
من ابتدا نمایشنامه مینوشتم. در دهه فجر در مسجد و مدرسه نمایشنامه اجرا میکردیم. بعد دیدم نمایشنامه نیاز به امکانات، گریم، لباس و ... دارد. برای همین به داستاننویسی روی آوردم زیرا داستاننویسی امکانات خاصی نمیخواهد.
نام اولین داستانی که از شما چاپ شد؟
اولین داستان من به نام «مار خشمگین» در مجله سلام بچهها به چاپ رسید. یادم میآید آن را چند بار بازنویسی کردم.
آیا شما از ابتدا داستان مذهبی مینوشتید؟
نه. من ابتدا داستانهای واقعی مینوشتم. اولین آثار من «نامههای بارانی» و «قصههای من و ارباب» بود. بعداز آن من به فکر نوشتن آثار مذهبی افتادم و حکایتها و روایتهای مذهبی را به صورت قصه و داستان بازنویسی و بازآفرینی کردم و بیشتر نوشتههای من درباره زندگانی چهارده معصوم است.
چه کتابهایی درباره پیامبر نوشتهاید؟
من کتابی به نام «خورشید انتظار» نوشتهام که 12 قصه درباره پیامبر دارد. این قصهها شامل رفتار پیامبر اسلام حضرت محمد است. یک مجموعه کتاب دیگر نیز به نام «نوبت به نوبت» نوشتهام که انشاءالله در انتشارات «بهشر» چاپ خواهد شد.
شما که چند جلد کتاب برای پیامبر نوشتهاید کدام رفتار پیامبر برایتان جالبتر بود؟
تواضع پیامبر خیلی برایم شیرین بود. سلام دادن پیامبر به بچهها و حتی بازی پیامبر با کودکان و هدیه دادن به آنها بزرگواری و مهربانی آن حضرت را میرساند. البته همانطور که پیامبر بچهها را دوست داشت، بچهها هم او را دوست داشتند.
حدیثی از پیامبر بگویید؟
پیامبر حدیثی دارند که میفرمایند از گهواره تا گور دانش بجویید و یا در جایی دیگر میفرماید علم را یاد بگیرید حتی اگر در چین باشد. این حدیثها نشان میدهد پیامبر به علم و دانش خیلی اهمیت میدهند.
وظیفه نویسندگان این است که زندگی پیامبران و امامان را طوری بنویسند که بچهها راحت با آن بزرگان ارتباط برقرار کند و به آسانی بتوانند آنان را الگوی خود قرار دهند و برای نوشتن آثار مذهبی از کتابهای معتبر تاریخی و اسلامی استفاده کنند.
به نظر شما چرا بچهها کم مطالعه میکنند؟
باید در مدرسه و خانه به خواندن کتاب اهمیت داده شود. مثلاً اگر در مدرسه ساعت کتابخوانی وجود داشته باشد یا پدر و مادر خود اهل مطالعه باشند بچهها بیشتر به کتابخوانی رغبت پیدا میکنند. بچهها اگر کتاب مطالعه کنند میتوانند دنیای تازهتری را کشف کنند.
تاکنون چه رتبههایی به دست آوردهاید؟جوایز متعددی به دست آوردهام از جمله جایزه 20 سال داستان عاشورایی از همایش ادبیات دینی برای کتاب «سردار تنها»، «سروها ایستاده میمیرند». همچنین کتاب «آخرین بازمانده» در جشنواره کانون پرورش فکری کودکان برگزیده شد و کتاب مسافر شهرهای بینشان نیز کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و کتاب سال حوزه شد و ...
چه توصیهای به علاقمندان نویسندگی دارید؟
بچههایی که علاقهمند به نویسندگی هستند باید کتاب خوانند. بعد از آن باید خاطرات خود را بنویسند. مثلاً اگر خاطره شیرینی داشت آن را بنویسند یا اگر به سفر رفت سفرنامه آن را بنویسد و مطالب خود را با دقت بنویسند. نویسندگی یعنی دقت.
وقتی بزرگ میشوند میبینند چه خاطرات قشنگی داشتهاند. بعد میتوانند این خاطرات را با نوشتن داستان به دیگران هم بگوید.
شما که سردبیر مجله ملیکا هم هستید بچهها چه مطالبی میتوانند برای مجله بنویسند؟
مجله ملیکا یک مجله مذهبی است. مذهب در مجله ما فقط تاریخ نیست. بلکه مفاهیم مذهبی و دینی برای ما مهم است. مثلاً در دین ما به پاکیزگی، شادابی، محبت داشتن به دیگران، امیدوار بودن توصیه شده است. بچهها میتوانند درباره همین موضوعها مطلب بنویسند و برای ما بفرستند. البته بچهها تاکنون نامهها و مطالب زیبایی درباره خدا، امام زمان و ... برای ما فرستادهاند و این به خاطر این است که بچهها پاک هستند.
شباهت پیامبر (ص) با امام زمان چیست؟
پیامبر و امام زمان خیلی به هم نزدیک هستند و شباهتهای زیادی دارند. ما میدانیم پیامبر در زمانی به رسالت رسیدند که جامعه پر از ظلم و سیاهی بود. مردم بت میپرسیدند. در این زمان هم ظلم و فساد زیاد شده است. هر کس زور بیشتری دارد به دیگران ظلم میکند. چند میلیون کودک گرسنه در جهان هستند و ... امام زمان (عج) هم انشاءالله میآیند تا جامعه پاک و بدون ظلم بوجود بیاورد و امام زمان خورشیدی هست که تمام دنیا منتظرند تا طلوع کند.
چه دعایی را بیشتر میخوانید؟
دعای عهد، دعای فرج را زیاد میخوانم.


